|
بحث های تخصصی2- آیا آیه الله برقعی سنی شد!!!؟؟؟ بررسی کتاب خرافات وفور در زیارات قبور ودیگر کتب ایشان قسمت اول دیر زمانی است که سایت ها وو بلاگها تبلیغات عظیمی را در مورد اینکه آیة الله برقعی سنی شده به راه انداخته اند وکتابهای ایشان را به شدت تبلیغ می کنند انشاء الله ما در سری مباحث " بحث های تخصصی " به صورت تناوب ومتنوع به کلیه شبهات وارده از طرف ایشان پاسخ خواهیم داد وموضوع سنی شدن ایشان را بررسی می کنیم ابتدا به تعدادی از شبهات ایشان پرداخته شده وسپس به این می پردازیم که آیا او واقعا سنی شد یا خیر ؟؟؟ شبهات ایشان شبهه اول - در کتاب خرافات وفور در زیارات قبور (به طور خلاصه ) می نویسد درست است که انبیاء واولیا وشهداء در عالم برزخند ولی آنها از حوادثی که در این دنیا می گذرد بی خبرند ولذا نمی توانند برای کسانی که آنها را زیارت می کنند طلب بخشش کنند ویا این زیارات ودعا ها موجب مسرت وخوشحالی آنها شود به دلایل زیر :1- زيرا لازم نيست هر كس داراي حيات باشد به همه چيز و از همه جا آگاه باشد, رسول خدا صلي الله عليه و على آله و سلم در حال حيات خبر از همسايگانش نداشت مگر وقتي كه خدا و يا مردم به او خبر مي دادند چنانكه عده ي زيادي از اصحابش در معركه ي بئر معونه كشته شدند و او خبر نداشت و در جنگ احد كه سنگ به پيشاني و لب و دندان آن حضرت خورد اگر حضرتش علم به آمدن چنان سنگي داشت سر خود را عقب مي برد و منحرف مي كرد كه مورد اصابت سنگ قرار نگيرد در حالي كه مورد اصابت قرار گرفته و مجروح گرديد وقتي كه رسول خدا ص در حياتش از همه چيز خبر ندارد, شهداء نيز در حيات برزخي خود, لازم نيست از همه جا با خبر باشند 2- از كتاب آسماني يعني قرآن كريم چنين فهميده مي شود كه براي بشر چه مؤمن و چه كافر, دو حيات كامل بيشتر وجود ندارد، حيات دنيوي و حيات اخروي، اما عالم برزخ كه عالم قبر نيز گفته مي شود عالم خاموشي و مدهوش و بي خبري از دنيا و حياتي غير كامل و بي جنبش و در واقع سالن انتظار قيامت و برزخ و فاصله ي ميان دو حيات كامل است. پس حياتي كه بعد از دنيا براي اموات اعم از صالح و طالح ذكر شده, در واقع همان حيات ناقص قبل از قيامت است. البته بايد دانست كه عالم برزخ براي اهل محشر پس از بعث, چنان جلوه می کند كه انگار اصلا وجود نداشته, يعني اين فاصله براي محشور شدگان كاملا مفهوم نشده و پس از زنده شدن مجدد, چونان رؤيايي به نظر مي رسد و گويي حشرشان بلا فاصله و يا اندكي پس از مرگ واقع شده است! زیرا قرآن در خیلی از موارد مسالهی معاد را از منظر بشر مطرح و مجسم فرموده و انسان در آخرت پس از زنده شدن دوره ي عالم برزخ را بسيار كوتاه مي پندارد و اگر عالم برزخ هزاران هزار سال به طول انجامد پس از حيات مجدد به نظر همچون يك روز و حتي كمتر جلوه مي كند, مانند كسي كه در خواب رؤيايي فرحناك و يا وحشتناك ببيند و يا به سفري طولاني برود و با وقايع متعدد و گوناگوني روبرو شود ولي پس از بيداري احساس مي كند كه خوابش طولاني نبوده است! از همين رو قرآن كريم در مورد حالت مبعوثين قيامت مي فرمايد ( سوره يونس آيه 45 ) روزي كه ايشان را محشور مي سازد چنین می نماید كه جز پاره ای از روز بيشتر در انتظار نبوده اند و (در آن حالت) همدیگر را شناسایی می کنند و نيزمي فـرمـايد[ ( سوره الاسراء ) روزي كه شما را فرا خواند, باستايش وي را اجابت مي كنيد و مي پنداريد كه جز اندكي بيشتر درنگ نكردهايد» و ميفرمايد (سوره الروم: آيه 55 ) و آن روز كه قيامت برپا شود مجرمان سوگند ياد مي كنند كه جز چند ساعتی بیشتر درنگ نكرده اند» و مي فرمايد: ( سوره المؤمنون) ميگويد: چند سال در زمين درنگ كردهايد؟ مي گويند: يك روز يا بخشي از روز, از روزشماران بپرس» و همچنيـن ميفـرمايـد عالم برزخ اختصاص به صالحين و شهداء ندارد و شامل مجرمين و كفار هم مي گردد و در عدم ارتباط با دنيا يكسانند. از اينرو فقط مجرمين از دنيا بي اطلاع نيستند بلكه شهداء و صالحين نيز هيچ توجه و اطلاع و خبري از دنيا و اهل دنيا ندارند و تنها اخباري كه ممكن است انبياء و صلحاء و شهداء بعد از وفات از دنيا دريافت كنند از طريق و فات پاكان ديگر و ملحق شدن روح ايشان به آنان است. زيرا در عالم برزخ حيات كامل وجود ندارد و تنها شبه حيات يا نيمه حياتي است كه فاقد بسياري از صفات حياتي از قبيل بينايي و شنوايي و ...... است و در يك كلام عالم مدهوش و بيخبري است ( سوره الانعام ) بیگمان کسانی اجابت میکنند که شنوا هستند, و خداوند مردگان را برانگیخته می کند و سپس به سوي او محشور ميشوند. در اين آيه كفار را به مردگاني كه چيزي نميشنونـد تشبيـه فرمـوده است. و همچنین فرموده: [ (سوره النمل آيه 80 و الروم آيه 52 ). بی گمان تو مردگان را نميشنواني و (سوره فاطر) تو شنوانندهي آنان كه در قبرند نيستي.
پاسخ به شبهه اول:قسمت اول (1)
واما در مورد علم غیب پیامبر در حالت حیات : آگاهی از غیب و به تعبیر دیگر «علم غیب» بر دو نوع است: الف. ذاتی و نامحدود كه تنها از آن خداست وآن علم به زمان وقوع قیامت است . قرآن مجید میفرماید قل لایعلم من فیالسموات و الارض الغیب الا الله و ما یشعرون ایان یبعثون ب - آگهی اكتسابی آن هم محدود به اذن خداست، این نوع آگاهی از غیب در غیر خدا فراوان دیده میشود، سوره یوسف سراسر گزارشهای یعقوب و یوسف، از جهان غیب است «عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً * إِلاّ مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُول فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَداً
ابراهيم(ع)
يعقوب(ع)
يوسف(ع)
عيسي(ع)
پيامبر(ص)
523.« در چنين ماهي (ماه رمضان) خون تو حلال شمرده ميشود، من ميبينم كه در حال نماز به دست بدبختترين انسانهاي تاريخ كشته ميشوي. او كه همانند پي كنندة ناقة صالح سنگدل است، ضربتي بر سرت ميزند و محاسنت را از خون سرت رنگين ميكند». تاريخ بغداد، ج1، ص 135; كامل مبرد، ج2، ص 132; نهج البلاغه، خطبه 151
قال (ص) : لیردن علی ناس من اصحابی الحوض حتی اذا عرفتهم اختلجوا دونی فأقول : اصحابی . فیقول : لا تدری ما احدثوا بعدك (صحیح بخاری ، ج7 ، ص207) گروهی از اصحابم در كنار حوض بر من وارد می شوند بگونه ای كه آنان را می شناسم . در این هنگام میان ما فاصله می افتد. من می گویم : اصحابم . خداوند به من می فرماید : تو نمی دانی بعد از تو این ها چه كار كردند
عن ابن عباس قال : قام فینا رسول الله (ص) خطیبا بموعظه فقال : یا ایها الناس انكم تحشرون الله حفاه عراه غرلا "كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعیدُهُ وَعْداً عَلَیْنا إِنَّا كُنَّا فاعِلینَ" . الا و إن اول الخلائق یكسی یوم القیامه ، ابراهیم (ع) الا و انه سیجاء برجال من امتی فیؤخذ بهم ذات الشمال فأقول : یا رب اصحابی . فیقال : انك لا تدری ما احدثوا بعدك . فأقول : كما قال العبد الصالح : " وَ كُنْتُ عَلَیْهِمْ شَهیداً ما دُمْتُ فیهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّیْتَنی كُنْتَ أَنْتَ الرَّقیبَ عَلَیْهِمْ وَ أَنْتَ عَلى كُلِّ شَیْءٍ شَهیدٌ " ان تعذبهم فانهم عبادك و ان تغفر لهم فانك انت العزیز الحكیم ، قال : فیقال : انهم لم یزالوا مرتدین علی اعقابهم (صحیح مسلم ، ج8، ص157 ، بیروت ، دارالفكر ) ابن عباس می گوید : روزی حضرت پیامبر(ص) خطبه می خواند و ما را موعظه می كرد . آن حضرت فرمود : ای مردم ! شما همانند هنگام تولد خود ، لخت و پا برهنه محشور می شوید. این وعده ای است كه خداوند آن را به انجام خواهد رسانید . بدانید نخستین كسی كه روز قیامت پوشانده می شود ، ابراهیم (ع) است . بدانید بزودی مردانی از امتم آورده می شود كه آن ها را به طرف جهنم می برند. من میگویم : خدا یا اصحابم . در جوابم گفته می شود : تو نمی دانی آنان بعد از تو چه بدعت هایی ایجاد كردند. در این هنگام من سخنی را می گویم كه بنده صالح خدا (حضرت عیسی ) گفت : " تا زمانى كه در میان آنان بودم گواهشان بودم، و چون مرا [از میان آنان به سوى خود] برگرفتى، خود مراقب و نگاهبانشان بودى و تو بر همه چیز گواهى. اگر آن ها را عذاب كنی بندگانت هستند و اگر ببخشی تو عزیز و حكیم هستی. در جوابم گفته می شود : آن ها بعد از تو همواره به اعقاب خود یعنی زمان جاهلی بر می گشتند.
«به خدا سوگند شهر شما غرق خواهد شد و مسجد شما به سان سينة كشتي (كه بدنه آن در آب فرو ميرود، و تنها سينه آن روي آب ظاهر ميگردد) ديده ميشود. خداوند عذاب خود را از بالا و پايين به اين شهر خواهد فرستاد نهج البلاغه، خطبه 12.
«قتلگاه آنان كنار آب نهروان است سوگند به خدا از گروه خوارج ده نفر جان به سلامت نميبرند و از شما هم ده تن كشته نميشود». نهج البلاغه، خطبه 58. بنابراین هرگاه امامان شیعه احیانا از غیب خبر دادهاند، همگی از نوع دوم است كه حتی انسانهای وارسته و عارفان الهی كه عمری را در اطاعت و پیروی از دستورهای اسلام صرف نمودهاند، میتوانند به اذن الهی از پس پرده غیب خبر دهند پس اینکه ایشان می گوید پیامبر (ص) از علم غیب بر خوردار نبئده است سخنی اشتباه است که از گزینشی تفسیر کردن آیات قرآن ناشی شده است واینکه گفته شده مثلا چرا پیامبر از بر خورد سنگ به پیشانی مبارکش خبر نداشت و... می گوییم همانطور که گفتیم پیامبر (ص) با اجازه خداوند ودر مواقعی که مصلحت بوده از از غیب خبر داشتند ثانیا علم غیب برای پیامبر (ص) وائمه تکلیف آور نبوده چرا که اگر بنا بود هر کاری را ایشان با علم غیب انجام دهند نظام طبیعی اجتماعی به هم می خورد
پاسخ به قسمت دوم شبهه اول : اما اینکه گفته دلیلی بر ارتباط مردگان وآگاهی آنها در برزخ از دنیا نداریم بلکه تمامی دلایل می گویند که برزخیان از احوال دنیا بی خبرند باید گفتکه اصلا اینگونه نیست : اثبات اصل ارتباط برزخیان با اهل دنیا از طریق قرآن : 1- پیامبر اکرم (ص) با ارواح انبیاء سخن می گوید " وسئل من ارسلنا من قبلک من رسلنا اجعلنا من دون الرحمن الهة یعبدون " "از پیامبران پیشین سوال کن که آیا غیر از خدای رحمن خدایی قرار دادیم که مورد پرستش قرار گیرد؟" ظاهر آیه نشان می دهد که پیامبر (ص) می تواند از همین نشئه طبیعی با ارواح پیامبران گذشته تماس بگیرد
2-حضرت صالح با قوم خویش سخن می گوید " شتر را پی کردند واز دستور پروردگار خود سرپیچیدند وگفتند اگر پیامبری ،عذابی که به ما وعده می دهی بیاور زلزله ای سخت آنان را فرا گرفت ودر خانه های خویش بی جان افتادند آنگاه از آنان روی برگرداند وگفت ای قوم من پیامهای خداوند را رسانیدم ولی شما ناصحان را دوست نمی دارید " اعراف آیات 79-77
سلامهایی که در قرآن بر پپیامبران شده است و... اثبات اصل ارتباط برزخیان با اهل دنیا از طریق احادیث معتبر :
1- پس از جنگ بدر ویروزی مسلمانان پیامبر اسلام دستور داد کشته های مشرک قریش را در چاهی بریزند پیامبر اکرم(تقریبا مشابه حضرت صالح ) آنان را یک به یک به نام صدا زد وگفتند :عتبه ،شیبه ، امیه ،ابو جهل و... آیا آنچه را که پروردگارم وعده کرده بود حق وپا بر جا یافتید ، من آنچه را که پروردگارم وعده داده بود حق وحقیقت یافتم دراین موقع گروهی از مسلمانان به پیامبر (ص) گفتند آیا کسانی را که مرده اند صدا می زنید ، ایشان فرمود : شما ها از آنان شنواتر نیستید آنان قدرت بر جواب ندارند !!! (صحیح بخاری ج5 صحیح مسلم ج4 کتاب جنت سنن نسائی ج4 صص89،90 مسند امام احمد بن حنبل ج2 ص131 و بحار الانوار ج19 ص346 و... 2- در صحیح مسلم ج2ص64 آمده است : عایشه گوید :پیامبر خدا (ص) اجازه داد که قبرها زیارت شود وگوید پیامبر فرمود :پروردگارم به من فرمود به قبرستان بقیع بروم وبر مردگان آن دیار استغفار کنم ،پرسیدم یا رسول الله در هنگام زیارت قبور چه بگویم پیامبر (ص)فرمودند: بگو"السلام علی اهل الدیار من المومنین والمومنات یرحم الله المستقدمین منا والمستاخرین انا ان انشا الله بکم لاحقون" "سلام بر مردان وزنان مومن اهل این دیار رحمت بر آنان که پیشتر از ما رفته اند وچه آنان که در پی می آیند ما هم به خواست خداوند به شما خواهیم پیوست") معلوم است که اگر برزخیان از این سلام آگاه نباشند (نعوذا با الله ) این سلام دادن جنبه عقلانی نخواهد داشت 2- پیامبر (ص) فرمود : بنده خدا وقتی در قبرش نهاده شد ودوستان او رفتند هنوز مرده صدای کفش های آنان را می شنود که دو فرشته نازل می شوند واو را می نشانند وبه او می گویند درباره این مرد (پیامبر اکرم) چه می گفتی ؟ وی می گوید(یا باید بگوید) گواهی می دهم او بنده خداوند وپیامبر اوست (صحیح بخاری کتاب الجنائز ج2ص19 چاپ مصر سال1314 قمری ) 4- ابوسعید خدری می گوید :از پیامبر (ص) شنیدم که فرمود : هنگامی که جنازه ای بر دوش مردان حمل می شود اگر میت فرد صالحی باشد می گوید عجله کنید واگر بدکارباشد می گوید وای بر آن (مرا) کجا می برید صدای او را همه چیز می شنود جز انسان اگر انسان می شنید هماندم جان می سپرد (صحیح بخاری ج2 کتاب جنائز ص100) 1- وقتی کسی از کنار قبر برادر دینی که می شناخت بگذرد وبر وی سلام کند سلام او را پاسخ می گوید و...( احیاء العلوم ج4 ص474) 2- عایشه می گوید : پیامبر (ص) فرمود هیچ فردی نیست که برادر دینی خود را زیارت کند وکنار قبر او بنشیند مگر اینکه روح وروان مرده با او انس گرفته وبه درود او پاسخ گوید تا وقتی که آنجا را ترک کند ( الفقه علی المذاهب الاربعه ج1ص387) و.... اما اینکه گفته : خداوند فرموده : بی گمان تو مردگان را نميشنواني و (سوره فاطر) تو شنوانندهي آنان كه در قبرند نيستي. لذا دال بر عدم اکان ارتباط است باید گفت اولا از قرآن وسنت اثبات کردیم که این امر امکان دارد ثانیا این آیات بیش از این نمی رساند که مردگان نهفته در قبور قابل اسماع نمی باشند در این صورت نتیجه جز این نمی شود که اجساد نهفته در دل خاک چنین شایستگی ای را ندارند ولی باید توجه کرد که طرف خطاب ما اجساد نهفته در دل خاک نیستند بلکه ما با آن ارواح پاک وزنده ای که با اجساد برزخی در جهان برزخ به سر می برند وبه تصریح قرآن زنده اند سخن می گوییم نه با بدنهای متلاشی شده در زیر خاک وعلت اینکه که گفته شده برای زیارت بهتر است به محل قبر بروید این است که اولا مایه عبرت شود ثانیا روح مرده به بدن خود تا حدی تعلق خاطر دارد وبه همین خاطر زمینه ارتباطی بیشتری برای شخص زنده با مرده فراهم می شود وثالثا شخص زنده آمادگی بیشتری برای ارتباط پیدا می کند واما اینکه گفته اگر براستی برزخیان از وقایع اطراف خود با خبرند پس چرا در روز فیامت طبق نص صریح قرآن فاصله مرگ تا قیامت را نیم روز یا یک روز یا بسیار کمتر می دانند ؟ باید گفت به دو دلیل : با مراجعه به قرآن مشخص می شود که این دسته از آیات فقط در مورد کسانی است که در بعضی موارد خداوند از آنها به عنوان " مجرمون " یاد می کند ودر مورد افراد نیکو کار اینگونه نیست بلکه به عکس در قرآن بعد از بیانات مجرمون آمده که افراد با ایمان می گویند بلکه شما در کتاب خدا از روز مرگ تا روز قیامت درنگ کرده اید واینها با دیدن عذاب های جاویدان ودردناک آخرت مدت توقف خود ر در برزخ بسیار کم می دانند ونظر دیگر این است که چون قیامت به طور ناگهانی می آید وامور ناگهانی اثر خاصی بر روح انسان می گذارد همانطور که خداوند در قران می فرماید " رستاخیز به طور ناگهانی اتفاق می افتد در حالی که متوجه نیستند " (شعراء202) " بلکه رستاخیز می آید وآنان را مبهوت ومغلوب می سازد و..." (انبیا 40) واما سرنوشت اصحاب کهف و عزیر از این دسته آیات بیرون است چرا که اصحاب کهف بنا بر نص صریح قرآن نمرده بودند بلکه به خواب رفته بودند و فرشتگان آنها را به این طرف وآن طرف جهت جلوگیری از پوسیدگی بدنشان تغییر می دادند وسرنوشت عزیر نیز از این قاعده مستثنی است چرا که هدف از میراندن او فقط نشان دادن نمونه معاد و قدرت نمایی خداوند بود بنابر این جهت ندارد که از وضع خود آگاه گردند در حالی که حیات برزخی درباره افراد مرده از یک نظر یک نوع تصفیه وپالایش طبق اعمال فرد در دنیا است و چنین تصفیه ای هرگز بدون توجه درست نیست ولی در مورد عزیر واصحاب کهف این مسئله مطرح نبوده است ( بحث تفصیلی را در کتاب اصالت روح از نظر قرآن تالیف آیة الله جعفر سبحانی بخوانید )
شبهه دوم : ایشان در کتاب زندگی نامه اش خاطه ای را تحت عنوان حكايتي شگفت و مذاكره با آقاي فلسفي نقل می کند که خلاصه اش چنین است وقتی ایشان مرحوم فلسفی را می بینند به او می گوید رو ضه خواندن حرام است آقای فلسفی با تعجب می پرسد چرا آقای برقعی جواب می دهد چون روضه های شما تماما مخالف قرآن است مثلا خود شما شنیدم که می گفتید امام در شكم مادرش همه چيز را مي داند، مرحوم فلسفی می گویند بله : بله، اين موضوع در روايات ما ذكر شده (مقصود مرحوم فلسفي رواياتي بود كه دلالت دارد بر علم امام قبل از تولد، از جمله رواياتي كه مي گويند امام در شكم مادر از طريق ستونهاي نور كه در مقابل اوست همه چيز را مي بيند!) آقای برقعی می گوید : ولي اين مطلب اولا ضد قرآن است كه مي فرمايد: «والله أخرجكم من بطون أمهاتكم لا تعلمون شيئا = خداوند شما را در حالي كه هيچ چيز نمي دانستيد، از شكم مادرانتان خارج ساخت» (نحل/78.) وثانیا در ایام محرم می گفتید که : هنگامي كه امام حسين (ع) به طرف كوفه مي آمد، حر جلوي او را گرفت و مانع شد كه امام به كوفه برسد، امام ناگزير راه ديگري را در پيش گرفت و «حر» نيز آنها را دنبال مي كرد تا اينكه به جايي رسيدند كه اسب امام (ع) قدم از قدم برنداشت و هر چه امام ركاب زد و كوشيد و نهيب زد و هي كرد، مركبش حركت نكرد، امام ماند متحير كه چرا اسب حركتي نمي كند، در آنجا عربي را يافت، امام او را صدا زد و از او پرسيد: نام اين زمين چيست؟ عرب جواب داد: غاضريه (قاذريه)، امام حسين(ع) سؤال كرد: ديگر چه اسمي دارد؟ عرب گفت: شاطيءالفرات، امام پرسيد: ديگر چه اسمي دارد؟ گفت: نينوا، امام پرسيد: ديگر چه اسمي دارد؟ گفت: كربلا، امام حسين(ع) فرمود: هان، من از جدم شنيده بودم كه مي فرمود خوابگاه شما كربلاست. ( می گوید ) سپس به فلسفي گفتم: آقاي فلسفي اين امامي كه شما در ابتداي منبر مي گفتي در شكم مادر همه چيز را مي داند و قرآن مي خواند، چطور به اينجا كه رسيد اول اسبش فهميد و آن سرزمين را شناخت و بعدا امام (ع)، تازه آنهم پس از پرسيدن از يك نفر عرب بياباني، محل را شناخت؟! جناب فلسفي اين چه امامي است كه شما ساخته ايد كه نعوذ بالله اسبش پيش از او مطلع مي شود؟! آيا اين است حب ائمه؟ آيا اينست معارف اسلام؟ چرا در مورد روايات بيشتر دقت و تأمل نمي كنيد؟
پاسخ به شبهه دوم آقای برقعی در کتاب زندگی نامه اش : در ردّ دو نقد آقاي برقعي به بيانات مرحوم فلسفي بايد گفت كه: از طرف دیگر در همان سوره مریم آمده است " که چون حضرت مریم حضرت عیسی را به دنیا آورد خداوند به او دستور داد روزه سکوت بگیرد وقتی که قومش او را وبچه اش را دیدند تعجب کردند و گفتند عجب کار شگفتی کردی ای مریم تو نه پدر ناصالحی داشتی ونه مادری بد کار ( وبه او اتهام زدند ) حضرت مریم به گهواره ای که حضرت عیسی در آن بود اشاره کردند قومش با تعجب گفتند مگر طفل شیر خواره هم می تواند حرف بزن! ناگهان حضرت عیسی به سخن آمد و گفت همانا من بنده خدایم که مرا کتاب آسمانی ونبوت عطا کرد و مرا برای جهانیان مایه برکت گردانید وتا زنده ام به نماز وزکات سفارش کرد و.... " (سوره مریم آیات 33-27) حال می توان گفت حضرت عیسی این سخنان شگفت انگیز را بدون اینکه بفهمد بر زبان رانده است ؟ اگر آقای برقعی کمی به آیات قرآن توجه می کرد دچار اینهمه سر در گمی نمی شد در سوره نمل آمده است که وقتی حضرت سلیمان از غیبت هد هد آگاه می گردد خشمگین می شود و می گوید اگر او دلیلی بر غیبتش نیاورد مجازات خواهد شد تا اینکه هد هد سر می رسد و می گوید من در سرزمین سبا بودم که زنی بر آن پادشاه است وهمه کافرند وسپس حضرت سلیمان تصمیم می گیرد که نامه ای برای او بنویسد واو را به پرستش خدا دعوت کند و... خوب دوستان ملاحظه می فرمایید که در اینجا نه تنها پرنده ای چون هد هد از وجود ملکه صبا آگاه می گردد که خود نیز به حضرت سلیمان اطلاع می دهد حال آیا این عیبی برای حضرت سلیمان است ؟ گذشته از این در اینجا همانطور که گفتم خبر را هد هد به حضرت سلیمان می دهد ولی در آنجا به محض اینکه امام حسین (ع) کلمه کربلا را می شنوند بدون اینکه اسب مطلبی را بگوید با علمی که داشتند پی به موضوع می برند
واما سرانجام ایشان جناب آقاي حسيني ورجاني (از شاگردان آقاي برقعي که تا مدتها از بهترين شاگردان ايشان بوده و بعد از 18 سال و بعد از آنکه بسياري از شبهات را نتوانستند پاسخ يابند به مذهب تشيع بازگشتند) چنين نقل قول کرده اند که در لحظات آخر عمر ايشان (آقاي برقعي) بوده اند و بعد از فوت ايشان حتي زماني که مي خواستند وصيت نامه ايشان را در پيش فرزندانشان بخوانند حضور داشند اعلام کردند که جناب آقاي برقعي به مذهب تشيع از دنيا رفتند.
به شبهات دیگر ایشان انشاء الله متناوبا پاسخ داده خواهد شد ومن الله التوفیق وعلیه التکلان منابع : 1-سایت تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج) 2-سایت کانون گفتمان قرآنی 3-سایت رسمی حضرت آیة الله مکارم شیرازی 3- وبلاگ محترم شیعه چه می گوید 3-کتاب اصالت روح از نظر قرآن تالیف آیة الله جعفر سبحانی 4-فایل کتابهای خرافات وفور در زیارات قبور وزندگانی ایشان دانلود شده از کتابخانه عقیده ( اهل سنت )
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 18:20  توسط سید علی (ظهار الفضائح)
|
|
/html> Begin WebGozar.com Counter code -->
|