|
بحث های تخصصی1ذکرتوجیهات اهل سنت در نقل روایت از نواصب ودشمنان اهلبیت واثبات بی پایه واساس بودن آنها
ذکرتوجیهات اهل سنت در نقل روایت از نواصب ودشمنان اهل بیت (ع) واثبات بی پایه واساس بودن این توجیهات
از خوانندگانی که می خواهند بحث های ما را دنبال کنند تقاضا می کنم که این بحث را با دقت بخوانند چون در آینده از نتایج این بحث بسیار استفاده خواهیم کرد مثلا در مورد روایاتی که در صحیحین بخاری ومسلم در مورد فضایل ابوبکر وعمر وعثمان آمده ویا روایاتی که در آنها به مقام عظیم اشان اهلبیت علیهمالسلام توهین شده است با بررسی رجالی مشخص خواهد شد که بسیاری از این روایات دروغین از زبان دشمنان حضرت علی (ع) که بنا به فرموده رسول خدا (ص) منافق هستند نقل شده است
سخن ما در این است که مولفین صحاح اهل سنت از راویانی که در دشمنی با حضرت علی (ع) وسایر اهل البیت علیهم السلام زبانزد خاص وعام بوده اند روایت نقل کرده اند ولی اهل سنت توجیهاتی را برای این کار خویش ذکر می کنند که انشاء الله دروغ بودن تمامی آنها را اثبات خواهیم کرد مثل:
عمران بن حطّان : رأس الخوارج صاحب الشعر المعروف في ابن ملجم المرادي :
قيس بن أبي حازم ت6908 ثقة حجة كاد أن يكون صحابيا وثقه ابن معين والناس(اخرج له الستة)كان يحمل على علي رضي الله عنه
مأخوذة من كتاب "العتب الجميل" لابن عقيل العلوي رحمه الله
وآن را به دو صورت توجیه می کنند : 1- مذهب اهل سنت این است که حق را اگر کافر یا فاسقی هم گفته باشد ترک کرده نمیشود، و قرآن کریم بر این تأکید کرده است. بلکه شیوه و روش محدثین این است که اگر فرد صادق و راستگو باشد و در ظاهر دروغگو نباشد از او روایت کردهاند، و این به معنای تأیید مذهب آن فرد نیست. پس هرگاه فردی احادیثی روایت کرد که کسی دیگر آن را روایت نکرده است و یا حدیث او طرق دیگر را تقویت میکرد، نباید از آن روی گرداند و به خاطر اشتباه راوی و مشخص شدن صداقت او حق حدیث ضایع گردد. 2-یا می گویند چون خوارج ونواصب اهل روزه وتقوی ونماز بوده اند ومتهم به گناه صغیره را از دین خارج می دانسته اند لذا بعید است که دروغ بگویند پس به همین خاطر از این ها روایت نقل شده است ولی چون شیعیان همیش در تقیه هستند لذا از آنها بسیار کمتر روایت نقل شده چرا که احتمال دروغگویی در شیعیان زیاد است واصلا بنا به فرمایش پیامبر (ص) شیعیان خود منافق هستند :
ترجمه: از انس - رضي الله عنه - روايت است كه نبي اكرم - صلى الله عليه وسلم - فرمود: «نشانة ايمان ، دوستي با انصار و نشانة نفاق، دشمني با انصار است». اما اینکه گفته اید مذهب اهل سنت این است که اگر حقی را کافری یا فاسقی هم گفته باشد او را رد نمی کنیم با ید به شما بگویم احسنت بارک الله چه مذهب خوبی دارید ولی این فقط یک ادعای پوچ وباطل است ور حقیقت اینگونه نیست همچنان که در ادامه اثبات خواهیم کرد . اولا اینکه دکتر الغامدی آیه 34 نمل را آورده وگفته که خداوند حرف ملکه سبا را تایید کرده باید بگویم من نمی دانم این دکتر الغامدی مدرک دکترایش را چه جوری گرفته خداوند در قرآن آورده ( ملکه سبا گفت:پادشاهان وقتی وارد شهری شوند آن را خراب میکنند و افراد با عزت آن را خوار میگردانند وقطعا چنین می کنند ) ابن عبارت (وقطعا چنین می کنند ویا " سیاستشان بر این است") از ملکه سبا است نه خداوند وچطور ممکن است خداوند این جمله اشتباه را مطلقا وبدون شرط تایید بنمایند مگر حضرت سلیمان پادشاه نبود که همانطور که در آیه 18 سوره مبارکه نمل آمده است وقتی به وادی مورچگان رسید صدای مورچه ای را شنید که می گفت به لانه های خود پناه ببرید که ممکن است سلیمان وسپاهیانش ندانسته شما را پایمال کنند ود رآیه بعد آمده است که حضرت سلیمان از این حرف مورچه خندید ودر آیات 20 و21 آمده است که حضرت سلیمان وقتی از غیبت هد هد مطلع شد فرمود همانا او را به عذابی سخت معذب می کنم مگر اینکه برای من دلیلی روشن وموجه بر غیبتش بیاورد . حال عزیزان اهل سنت حضرت سلیمان وقتی به مورچه ای ظلم نمی کند وحتی پرنده بی مقداری چون هدهد را بدون دلیل وبرهان تنبیه نمی کند چگونه امکان دارد که وقتی به جایی وارد شد آنجا را خراب نماید وافرادش را به ذلت بکشاند بدون آنکه آنها را به راست هدایت بفرماید ؟؟؟؟ (افلا تعقلون ) البته ما نمی گوییم که از کافر نباید روایت نقل کرد ولی معتقدیم که از منافقین وناصبین هم نمی توان روایت نقل کرد چرا که کافر خود علنا می گوید من خدایی را قبول ندارم ولی از نا صبی ها که به قول پیامبر (ص) که علی (ع) از ایشان در باره خودشان نقل کرده منافق هستند چگونه می توان روایت نقل نمود منافق یعنی دو رو یعنی کسی که عقیده با طنی اش را مخفی نگه می دارد وتظاهر به ایمان می کند چه طور می توان به چنین کسی اطمینانکرد واز او روایت نقل کرد چه تضمینی وجود دارد که او همانطور که عقیده اش را پنهان کرده فرمایشات پیامبر را پنهان نکند؟؟؟؟ وچه تضمینی وجود دارد که چون اینها با علی (ع) وبعضا سایر اهل بیت دشمنی شدیدی داشتند روایاتی را جهت توهین به اهل البیت جعل نکنند ؟
واما درمورد دلیل دوم که دکتر الغامدی آیه 6 سوره مبارکه حجرات را برای خود دلیل می آورد باید گفت اولا در این آیه آمده است وقتی فاسقی برای شما خبر آورد در مورد خبر او تحقیق کنید خوب آقایان اهل سنت بخاری وترمذی ومسلم که اصلا این آقاین ناصبی را فاسق نمی دانند تا بروند درباره آنها تحقیق کنند از این گذشته چیزهایی که رجال شناسان برای آین آقایان آورده اند همه دلالت بر ناصبی بودن آنها می نماید در آیه شریفه گفته شده است که به خبر فاسق اعتماد نکنید وبروید ببینید که آیا واقعا همانطوری است که آن فاسق می گوید ویا افراد مطمئن وعادل هم همین حرف را می زنند یانه خوب رجال شناسان شما فرضا اگر هم بخواهند در باره اینها تحقیق کنند چگونه می توانند این کار را انجام دهند مثلا بخاری حدیثی را از عمران بن حطان نقل کرده آیا رجال شناسان می توانند به غیر از اینکه از راستگویی او اطمینان حاصل کنند از روش دیگری برای مطمئن شدن از صحت روایت عمل کنند ؟؟؟ آیا می توانند به گذشته برگردند وببینند آیا واقعا این روایترا رسول خدا (ص) فر موده است وآیا می توانند یکی دیگر از صحابه را ببینند واز او از صحت روایت سوال نمایند پس این آیه نمی تواند دلیلی برای شما باشد چرا که در آیه در باره چیزی گفته شده است تحقیق کنید که هم اکنون هم نقل کننده اش زنده است وهم شرائطش موجود است پس در مورد راویان حدیث تحقیق فقط می تواند در مورد راستگویی طرف باشد . که با توجه بهشهادت خدا ورسولش اینها منافقند ومنافقین قطعا دروغگو هستند ذكر أبو زكريا الموصلى فى " تاريخ الموصل " عن محمد بن بشر العبدى الموصلى ، قال : لم يمت عمران بن حطان حتى رجع عن رأى الخوارج . انتهى . نویسنده تاریخ موصل این مطلب را می گوید وسپس می گوید این بهترین عذری است که می توان برای بخاری که ازوی روایت نقل کرده دست وپا نمود ودر ادامه می گوید و أما قول من قال إنه خرج ما حمل عنه قبل أن يرى ما رأى ، ففيه نظر لأنه أخرج له من رواية يحيى بن أبى كثير عنه همانطور که خود آورده اید بسیاری از رجال شناسان او را با اینکه از خوارج است تو ثیق کرده اند بدون اینکه اصلا بگویند او از این مذهب بر گشته است یا نه پس کو آن تحقیق ؟ بعضی از آنها هم این دلیل را برای وثاقت این ناصبی ذکر کرده اند وگفته اند که چون خوارج متهم به گناه کبیره را از دین خارج می دانسته اندلذا می توان به راستگویی خوارج اطمینان حاصل کرد وحال آنکه این دلیل مو جهی نیست وتنها نفر گفته که او از این عقیده بر گشته است آنهم برای تبرئه بخار ی وفقط یکی از رجال شناسان دل وجرئت نشان داده ودر مورد عمران بن حطان گفته به خاطر بدی اعتقدش متروک است یک و قال الدارقطنى : متروك لسوء اعتقاده و خبث مذهبه يقال : عمران بن حطان بن ظبيان بن شهاب بن عمرو بن القين بن لوذان بن الحارث ابن سدوس ، السدوسى أبو سماك ، و يقال : أبو شهاب ، و يقال : أبو دلان ،
.
بله راوی می گوید با ابن حریز (ملعون) مسافرت می کردم ولی او در طول سفر علی (ع) را العیاذ با الله دشنام میداد به او گفتم علی (ع) کسی است که پیامبر (ص) در موردش فرموده او نسبت به من چون هارون است نسبت به موسی ولی او گفت اشتباه شنیده ای بلکه پیامبر (ص) فرموده است منزلت او در نزد من مانند منزلت قارون نسبت به موسی است !!! پس کجا رفت فرمایش پیامبر (ص) که فرموده «سِباب المسلم فسوق» ( صحيح البخاري: 17/1، ح 48، كتاب الايمان، باب خوف المؤمن من أن يحبط عمله، و... ) پیامبر (ص) فرموده فحش دهندگان به مسمین فاسقند ورجال شناسان می گویند که فسق راوی، كه چون بیشتر موجب جعل حدیث می شود آن حدیث موسوم می شود به (موضوع) پس این تعریف کجا رفت؟ کجا رجال شناسان در مورد این نا صبیان گفته اند که اینها فاسقند بسیاری از آنها بر فرض هم که بعضی از آنها از این را ه بر گشته اند وتوبه کرده اند بدون ذکر این مطلب او را تو ثیق کرده اند همچنان که ابوداوود گفته است و قال أبو داود : ليس فى أهل الأهواء أصح حديثا من الخوارج ، ثم ذكر عمران بن حطان معلوم می شود که خارجی بودن شخص نزد رجال شناسان نه تنها مو جب ضعف نیست بلکه خود یکی از دلایل قوی بر ثقه بودن شخص است پس کجا رفت فاسق بودن اینان نزد رجال شناسان وبعد تحقیق این آقایان ؟
به گفته دکتر الغامدی زياد بن علاقة الثعلبي ذكر في تهذيب التهذيب مدحه وتوثيقه عن غير واحد ثم قال قال الأزدي سيء المذهب كان منحرفاً عن أهل بيت النبي (صلى الله عليه وآله وسلم) .اهـ بله عزیزان به این دو ترجمه بنگرید با اینکه در مورد شان گفته اند اینها با آل رسول الله دشمنی داشته اند و از آل رسوال الله منحرف بوده اند واسائب بن فروح که شعری را در توهین وهجو ابی الطفیل یکی از اصحاب دوستدار علی (ع) بوده سروده است ولی بخاری مسلم ودیگران اینها را موثق دانسته اند باز هم می گویم پس کجا رفت فرمایش پیامبر (ص) که فرموده «سِباب المسلم فسوق» ( صحيح البخاري: 17/1، ح 48، كتاب الايمان، باب خوف المؤمن من أن يحبط عمله، و... ) پیامبر (ص) فرموده فحش دهندگان به مسمین فاسقند ود مورد فاسق باید تحقیق کرد ؟ در مورد عمران بن حطان العقیلی صراحت دارد به اینکه او از خوارج بوده است ومشخص است که خوارج دشمنان علی (ع) بوده اندپاورقي: الضعفاء للعقيلي : 2 / 204 . ) . قال ابن قدامة بعد نقل شعر عمران بن حطّان : وقد عرف من مذهب الخوارج تكفير كثير من الصحابة ومن بعدهم واستحلال دمائهم وأموالهم واعتقاد التقرب بقتلهم إلي ربّهم ( پاورقي: المغني : 10 / 85 . ) .
ابن قدامه هم می گوید که خوارج بسیاری از صحابه را تکفیر کرده اند وکشتن آنها را مایه تقرب به خداوند دانسته اند ؟ آیا علی (ع) جزء صحابه نیست ؟ وقول السرخسي: من طعن فيهم فهو ملحد، منابذ للاسلام، دواؤه السيف، إن لم يتب ( أصول السرخي: 134/2. ) . ( پاورقي: تهذيب التهذيب : 1 / 207، مقدمة فتح الباري : 387 . ) ومن سبّ الصحابة فليس بثقة ولا مأمون پاورقي: لسان الميزان : 1 / 385 . )
آیا علی (ع) از صحابه نیست آیا ایشان از خلفای راشدین نیست شاید هم در نظر بعضی از علمای کوردل ومتعصب شما مثل بخاری از خلفا محسوب نمی شود این هم دلیل : : عن ابن شهاب، قال عاش أبو بكر بعد أن استخلف سنتين وأشهراً وعمر عشر سنين حجّها كلّها، وعثمان اثنتي عشرة سنة حجّها كلّها إلّا سنتين، ومعاوية عشرين سنة إلي أشهراً حجّ حجّتين، ويزيد ثلاث سنين وأشهراً . . . ( پاورقي: التاريخ الصغير للبخاري : 1 / 57 . ) . بخاری متعصب اصلا در تاریخش نامی از خلافت علی (ع) ومدت خلافتش نمی برد وحال آنکه مدت خلافت معاویه علی الهاویه را ذکر می کند !!! پس دیگر نگویید بخاری دوستدار اهل بیت (ع) است اینهایی که شما می گویید همه خواب وخیالند آیا اینان نعوذا با الله از پیامبر (ص) بیشتر می دانند که فرموده اند دشمن علی منافق است ؟ آیا دشمنان علی (ع) ایشان را مدح می کرده اند یا دشنام می دادند از کی تا به حال منافق ودو رو ثقه شده است ؟ آیا این رجال شناسان شما نعوذا با الله از پیامبر (ص) بیشتر می فهمند ایشان فرموده اند دشنام دهنده به مسلمان فاسق است آیا علی (ع) مسلمان نیست ؟ آیا کسانی که علی (ع) را کافر می دانند مورد وثو قند آیا اینان (خوارج) سخن پیامبر (ص) را نشنیده بودند که فرمود یا علی جز مومن تو را دوست نمی دارد وجز منافق تو را دشمن آیا نشنیدند که پیامبر (ص) در روز غدیر فرمود من کنت مولاه فهذا علی مولاه آیا نشنیدند که پیامبر (ص) فرمود دو چیز گرانبها در میان شما می گذارم قرآن وعترتم را ؟؟؟؟آیا کافر دانستن علی (ع) تکذیب قول رسول خدا (ص) از سوی این خبیثان نبوده است ؟
باب (21): نشانه هاي منافق
اما بررسی نشانه ها اول اينكه در صحبت هاي خود، دروغ مي گويد گفتیم که در صحیح مسلم آمده است که پیامبر (ص) به علی (ع) فرمود: یا علی جز منافق تو را دشمن نمی دارد وگفتیم که خوارج دشمن علی (ع) بودند وایشان را کافر می دانستند وبه ایشان تو هین می کردند مثل عمران بن حطان ملعون و حریز واما اینکه اهل سنت می گویند عقیده خوارج بر این بوده که دروغگو را کافر می دانستند باید بگویم خوارج بنا بر شهادت خداوند ورسولش دروغگو بودند :
( إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُون قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ ) منافقون : 1
خداوند می فرماید : منافقین نزد تو می آیندومی گویند ما می دانیم که به درستی تو رسول خدا هستی وخداوند هم می داند که تو رسولش هستی ولی خداوند شهادت می دهد که منافقین دروغگو هستند بله پیامبر (ص) شهادت می دهد که دشمنان علی (ع) منافق هستند وخداوند هم شهادت می دهد که منافقین دروغگو هستند ولی بخاری کوردل وسایر رجال شناسان می گویند اینها موثقند ومنافق نیستند بدیهی است که ما فقط شهادت پیا مبر (ص) وخداوند را قبول داریم بله اینکه خوارج می گویند ما دروغگو را مخلد در آتش می دانیم از کجا معلوم که این را از روی ریا ونفاق نمی گفتند وآیا هر کسی که هر ادعایی کرد باید از اوقبول کنیم در آیه ای که گذشت خداوند می فرماید : منافقین می گویند ما شهادت می دهیم که تو رسول خدایی ولی خداوند می فرماید اینها دروغ می گویند پس معلوم است که هر ادعایی را نمی شود از منافقین قبول کرد واز این گذشته مگر در قرآن نیامده که کسی مومنی را به عمد به قتل برساند جایگاهش تا ابد در آتش جهنم است آیا به خاطر این آیه هیچ قتلی در بین مسلمانان انجام نمی گیرد مگر مسلمانان این آیه را قبول ندارند وبه آن معتقد نیستد پس چرا گاهی اوقات یک مسلمان مسلمان دیگری را به قتل می رساند ؟؟؟ پس نمی توان گفت که به مجرد اینکه خوارج عقیده اشان این بوده پس اصلا دروغ نمی گفتند وگفتیم یکی از دلایل نفاق ودروغگویی اینها این بود که عملا قول رسول خدا (ص) را تکذیب کردند چرا که پیامبر (ص) در روز غدیر فرمود : "هرکسی را که من مولای اویم این علی مولای اوست " ویا فرماید که من دو چیز گرانبها را در میان شما به یادگار می گذارم قرآن واهل بیتم را " وعلی (ع) هم که جزء اهلبیت (ع) بود آیا با یادگار پیامبر (ص) دشمنی کردن از نفاق نیست دوم اينكه خلاف وعده، عمل مي كند
بله خوارج هم بر خلاف وعده عمل کردند اول اینکه : پیامبر (ص) در روز غدیر فرمود : "هرکسی را که من مولای اویم این علی مولای اوست " ویا فرماید که من دو چیز گرانبها را در میان شما به یادگار می گذارم قرآن واهل بیتم را " وعلی (ع) هم که جزء اهلبیت (ع) بود وبه نقل مسلم در صحیحش پیامبر (ص) سه بار در مورد اهل بیت (ع) سفارش کرد حال سوال این است آیا عده ای از خوارج در آنزمان در غدیر خم نبودند آیا این فرمایشات پیامبر را قبول نکردند مگر نمی گویید که همه صحابه عادل هستند ؟ پس معلوم است که در روز غدیر علی الظاهر به رسول خدا وعده دادند که احترام اهل بیت ایشان را حفظ کنند ؟ خوب آقایان اهل سنت آیا خوارج با تکفیر علی (ع) ودشمنی اش با او وبالاخره به شهادت رساندش به وعده خود با رسول عمل کردند یا آن را زیر پا گذاشتند ؟؟؟؟؟؟؟ دوم اینکه : در جریان جنگ صفین همین عده که بعدها به خوارج معروف شدند وقتی دیدند که معاویه ملعون وسپاهیانش قرآنها را بر سر نیزه کردند علی (ع) را تهدید کردند که اگر جنگ را ادامه دهی تو را می کشیم علی (ع) به خاطر جلو گیری از فتنه جنگ را متوقف ساخت وسپس گفتند باید یکی را داور کنی علی (ع) ابنعباس را انتخاب کرد ولی باز هم آنها مخالفت کردند (مگر نمی گویید که مخالفت با خلیفه جرم است ؟) لذا ابو موسی اشعری احمق را انتخاب کردند وشد آنچه که شد بعد به علی (ع) گفتند تو چرا به حرف ما گوش کردی که اینگونه بشود ؟ ویک چیزی هم طلبکار بودند پس معلوم می شود که اینها حتی به حرف خودشان هم پایبند نبودند !!! سوم اينكه در امانت، خيانت مي كند.
نکند شما اهل سنت امانت را فقط در چیزهای مادی می دانید ولی خیر امانت همه چیز را شامل می شود مگر پیامبر (ص) نفرمود که ای مردم من دو چیز گرانبهارا در میان شما به امانت می گذارم وبه نقل مسلم در صحیح سه بار در مورد اهلبیت (ع) سفارش کرد خوب برادر آیا دشمنی با علی (ع) وجنگ با ایشان و کشتن ایشان که از اهلبیت (ع) بودند صیانت وحفاظت از امانت بود یا خیانت در آن ؟؟؟؟
ولی اینکه این حدیث را میاورند ومی گویند بلکه شیعیان منافقند که انصار را دوست ندارند وما گاهی اوقات از شیعیان که بدتر از خوارجند حدیث نقل کرده ایم
عَنْ أَنَسٍ - رضي الله عنه - عَنِ النَّبِيِّ - صلى الله عليه وسلم - قَالَ: «آيَةُ الإِيمَانِ حُبُّ الأَنْصَارِ، وَآيَةُ النِّفَاقِ بُغْضُ الأَنْصَارِ». (بخارى:17) حال ببینید (ای شیعیان ) خود از منافقین هستید یا نه
اما آن حدیثی را که آورده اند بیگمان دروغی بیش نیست که انس منافق ( همان دشمن علی (ع) که توسط نفرین علی (ع) به خاطر کتمان حدیث غدیر به پیسی دچار شد ) بر رسول خدا بسته است که خود را محبوب کند البته ما نمی خواهیم بگوییم همه انصار خدای نکرده بد هستند ولی مطمئنا تعدادی از آنها با تو جه به دلایل ومدارک نمی توانند شامل این حدیث باشند مثلا بخاری در صحیحش با اسناد از علاء بن مسیب واو از پدرش نقل می کند که من ، براء بن عازب( یکی از صحابه معروف که در جنگ احد و13یا14 جنگ دیگر در رکاب رسول خدا (ص) بوده است ودر جنگ بدر، اولین جنگ مسلمانان هم شرکت نمود اما به جهت کمی سنش پیامبر (ص) او را به مدینه باز گرداند.رجوع شود به اسد الغابه ج1/171وتهذیب التهذیب ج1/425 ) را دیدم وافتخار صحابگی او را نسبت به پیامبر (ص) یا د آور شدم ومقام او را که در زیر شجره (پیمان معروف شجره ) مستقیماً دست بیعت وتقرب به رسول خدا را مایه مبا هات وافتخار او به شمار آوردم براء بن عازب در پاسخ من گفت (ای ) پسر برادرم اینهایی که گفتی مایه مبا هات وافتخار من است ولی اینها را به رایگان از کف دادیم زیرا تو نمی دانی که ما بعد از رسول خدا (ص) چه حوادثی بوجود آوردیم (فقال یا ابن اخی انک لا تدری ما احدثنا بعده) دو نکته جالب از این روایت به دست می آید . اول اینکه براء در پاسخ برادر زاده اش صیغه جمع به کار می برد یعنی اینکه فقط او نبوده که با عث این تغییرات وتحریفات شده بلکه کسان دیگری نیز بوده اند در ثانی در روایتی که از صحیح مسلم نقل شده ( حدیث حوض) ودر آن کلمه( احدثو ا ) آمده بود ودر این روایت هم کلمه (احدثنا ) آمده است به یقین می توان گفت که حوادثی که براء می گوید و حوادثی که فرشتگان به پیامبر در کنار حوض می گویند ریشتاً یکی است وآن چیزی جز تغییر وتبدیل در دین توسط بعضی از اصحاب نیست . آقایان اهل سنت ما چنین اشخاصی را چگونه دوست بداریم که خودشان درباره خود اینگونه سخن می گویند وقضاوت می کنند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ می شود بگویید که چرا ما از خوارج بدتریم اگر منظورتان این است که ما ابوبکر وعمر را قبول نداریم که خوارج هم به جایش عثمان وعلی (ع) وسایر صحابه را قبول نداشتند وکافر میدانستند در ثانی بسیاری از صحابه حتی در همان دوران علی (ع) را بر دیگر خلفا بر تر می دانستند ابن عبدالبر: روي عن سلمان وابي ذر والمقداد. وخباب وجابر وأبي سعيد الخدري و زيد بن أرقم رضي اللّه عنهم: أنّ علي بن ابي طالب ـ رضي اللّه عنه ـ أول من أسلم. وفضّله هولاء على غيره.( تهذيب الكمال 20: 48. مؤسسة الرسالة 2 ـ شعبة بن الحجّاج مى گويد: حَكَم بن عتيبة، على(رضي الله عنه) را بر ابوبكر و عمر(رضي الله عنه) ترجيح مى داد(تهذيب الكمال 20: 48. مؤسسة الرسالة
اگر به خاطر دشمنی با انصار است که حتی خود هم بعضی از آنها را لعن ونفرین می کنید چه برسد به خوارج
مگر شما قاتلین عثمان را لعنت نمی کنید ؟؟؟؟؟ و حال آنكه آنان صحابه پيامبر اكرمـ صلى الله عليه و سلّم ـو از اصحاب شجرة و بيعت عقبة و بدر، بوده و در جهاد با رسول اللهـ صلى الله عليه و سلّم ـ در جنگهاى بدر و اُحد و حنين و فتح مكه شركت كرده بودند.
1 ـ همانند فروة بن عمرو أنصارى ـ كه از اصحاب بيعت عقبة بود.( قال إبن وضاح: انما سكت مالك ـ فى الموطا ـ عن اسمه لانه كان ممن أعان على قتل عثمان. الأستيعاب 3: 325 ـ اسد الغابة 4: 357.
2 ـ محمد بن عمرو بن حزم انصارى، كه پيامبر اكرم او را نام گذارى كرد.( ولد قبل وفاة رسول اللّه ـ صلى الله عليه و سلّم ـ بسنتين... فكتب اليه ـ اي الى والده ـ رسول الله ـ صلى الله عليه و سلّم ـ: سمّه محمد أ... و كان أشدَّ الناس على عثمان: المحمدون: محمدبن ابى بكر، محمد بن حذيفة، و محمد بن عمرو بن حزم. الأستيعاب 3: 432.
3 ـ جبلة بن عمرو ساعدى انصارى بدرى، كه از دفن جنازه عثمان در بقيع هم ممانعت كرد.( هو اوّل من اجترأ على عثمان... لمّا رادوا دفن عثمان، فانتهوا الى البقيع، فمنعهم من دفنه جبلة بن عمرو فانطلقوا الى حش كوكب فدفنوه فيه. الانساب 6: 160 ـ تاريخ المدينة 1: 112.
4 ـ عبداللّه بن بُديل بن ورقاء خزاعى كه پيش از فتح مكه اسلام آورده، و به گفته امام بخارى: او رگ گردن عثمان را بريد اسلم مع ابيه قبل الفتح، و شهد الفتح و ما بعدها... إنه ممن دخل على عثمان فطعن عثمان فى ودجه... تاريخ الاسلام (الخلفاء) 567.
5 ـ محمد بن ابى بكر، كه در سال حجة الوداع به دنيا آمده و به گفته امام ذهبى او جزء محاصره كنندگان خانه عثمان (رضى اللّه عنه) و ريش او را كشيده و به او مى گفت: اى يهودى خداوند تو را رسوا كند.( ذهبى مى گويد: ولدته اسماء بنت عميس فى حجة الوداع و كان احد الرؤوس الذين ساروا الى حصار عثمان تاريخ الأسلام(الخلفاء) 601
6 ـ عمرو بن الحمق: كه او جزء صحابه رسول خدا ـ صلى الله عليه و سلّم ـ بوده و به گفته امام مزّى در حجة الوداع با پيامبر ـ صلى الله عليه و سلّم ـ بيعت كرده، و به گفته امام ذهبى: نُه ضربه خنجر به او زده و گفت: سه تا را به خاطر خدا و شش ضربه را به خاطر خودم به تو مى زنم.( . مزى مى گويد: بايع النبي فى حجة الوداع و صحبه... كان أحد من ألَّب على عثمان بن عفان تهذيب الكمال(14: 204 ـ تهذيب التهذيب 8: 22 و قال الذهبي: إنّ المصريين أقبلوا يريدون عثمان... و كان رؤساؤهم اربعة... و عمرو بن الحمق الخزاعي... تاريخ الاسلام (الخلفاء) 601 ـ و 441.
وثب عليه عمرو بن الحمق و به ـ عثمان ـ رَمَق و طعنه تسع طعنات، و قال: ثلاث للّه و ستّ لما فى نفسى عليه.
7 ـ عبدالرحمن بن عديس كه جزء أصحاب بيعت شجره بوده و به گفته قرطبى: او رهبر شوريان مصر عليه عثمان بود كه بالاخره عثمان را به قتل رسانيدند قرطبى: عبدالرحمن بن عُديس، مصرى شهد الحديبية و كان ممن بايع تحت الشجرة رسول الله ـ صلى الله عليه و سلّم ـ... و كان الأمير على الجيش القادمين من مصر الى المدينة الذين حصروا عثمان و قتلوه. الاستيعاب 2: 383، فتح البارى 2: 189 ـ الثقات لابن حبان 2: 265 ـ التمهيد لابن عبدالبر 10: 294 ـ الطبقات الكبرى 3: 71
امام ذهبى در مقام نفرين به آنان مى گويد: كل هولاء نبرأ منهم و نبعضهم فى الله... نرجو له النار تاريخ الاسلام (الخلفاء) 654 يعنى ما ازتمام اينان بيزارى مى جوئيم، و آنان را براى خدا مبغوض مى داريم. و براى آنان آرزوى جهنم را داريم. و امام ابن حزم مى گويد: لعن اللّه من قتله و الراضين بقتله(الفِصَل 3: 74 ـ و 77... بل هم فساق محاربون سافكون دماً حراماً عمداً بلا تأويل على سبيل الظلم و العدوان فهم فسّاق ملعونون همان. [1][ و امام جمعه شهر یکی از شهرهای سنی نشین ـ چابهار ـ نيز درباره قاتلان عثمان مى گويد: باغيان بى دين مصر و كوفه و بصره بر عليه حضرت عثمان شوريدند... اين باغيان فجّار و ستمكاران جهنمى....نقشه هاى ناجوانمردانه باغيان منافق را... ظالمان بى دين و بى مروت با ضرب شمشير انگشتان دست وى را قطع كردند شهسوار كربلا، صص 21 و 22 و 25. پس اگر دشمنی با انصار نفاق است که شما وعلمایتان اولین منافق ها هستید اگر به خاطر تقیه می گویید که واقعا برایتان متاسفم تقیه فقط درمواردی بوده که جان طرف در خطر باشد ولی علمای شما احادیثی را که شیعیان در مورد علی (ع) آورده اند قبول ندارند آیا در اینجا درست است که بگوییم علمای شما به خاطر تقیه اینها این روایات را از آنها نپذیرفته اند اگر تقیه می کرد ندکه اصلا فضایل علی (ع) را نقل نمی کردند آیا شما می توانید یک مورد برای ما بیاورید که شیعیان به خاطر ترس فضیلتی برای خلفا آورده باشند که شما به خاطر تقیه آنها آن را قبول نکرده باشید بلکه باالعکس چهار دست وپا بر روی آن افتاده اید وقند در دلتان آب شده
پس نتیجه این شد که تمام روایاتی که درصحاح سته اهل سنت وسایر کتب معتبرشان از جمله موطا امام مالک ومسند امام احمد بن حنبل از راویان فاسق وناصبی نقل شده بنا به دلایل گفته شده دروغ وجعلی بوده وشایستگی این را ندارند که به آنها احتجاج شود
+ نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 12:17  توسط سید علی (ظهار الفضائح)
|
|
/html> Begin WebGozar.com Counter code -->
|