شیعه بر حق است
در پاسخ به کلیه مقالات ،شبهات وتوجیهات اهل سنت جنوب ،سنی نیوز،بیداری اسلامی،عقیده ، اسلام تکس و...
شبهه (ياايها الرسول بلّغ ما انزل اليك من ربّك)
دوشنبه ۰۲ مهر ۱۳۸۶

 

به نام خالق هستي

 

خداوند در آيه 67 سوره مائده مي فرمايد: ”يايها الرسول بلّغ ما انزل اليك من ربّك و ان لم نفعل فما بلّغت رسالته و الله يعصمك من الناس ان الله لا يهدي القوم الكفرين...اي پيامبر آنچه از جانب پروردگارت به سوي تو نازل شده ابلاغ كن و اگر نكني پيامش را نرسانده اي و خداوند تو را از (گزند) مردم نگاه مي دارد.همانا خدا گروه كافران را هدايت نميكند“

اگر خدا مي خواست علي را توسط اين آيه جانشين پيامبر(ص) سازد مگر نمي توانست بگويد ” اي پيامبر علي را جانشين خود گردان“ تا هر كس كه قرآن را قرائت مي كند بداند كه خداوند علي را جانشين پيامبر ساخته است. مگر خداوند ناتوان بود يا از كسي مي ترسيد؟ و يا توانايي اين را نداشت كه قرآن را از حوادث روزگار و تحريف مصون بدارد؟ كما اينكه مصون نگهداشته است.پس مي بينيم معني آيه چيز ديگري است.

در اين آيه خداوند فرموده است: اي پيامبر آنچه را كه از جانب پروردگارت به تو نازل شده است برسان،...

مي پرسيم آنچه از جانب پروردگار بر پيامبر نازل شده چه بوده است؟

چه چيزي نازل شده كه پيامبر وظيفه داشته آنرا برساند؟ مفسران شيعه و سني هر يك به گمان خويش جوايس داده اند برخي گفته اند منظور حلال و حرام است برخي گفته اند مقصود جانشيني علي است، برخي گفته اند منظور پيام حجة الوداع است و برخي گفته اند منظور احكام است و خلاصه اينكه حدود بيست احتمال داده اند و براي شناخت حقيقت، بايد قرآن را با قرآن تفسير كنيم و بايد قبل و بعد از آيه را در نظر بگيريم، اگر ما بخواهيم خانه اي بخريم موقعيت محل و كوچه هاي اطرافش را در نظر ميگيريم تا بهتر آشنايي با خانه داشته باشيم در تفسير قرآن هم بايد قبل و بعد آيه را در نظر بگيريم.

ديگر اينكه ان چيزي كه به پيغمبر (ص) نازل شده و آيه ميگويد آنرا برسان در خود قرآن هست، با اين مقدمه ابتدا آيات 66 و 67 و 68 را ترجمه مي نمائيم و بعد به توضيح آيه 67 مي پردازيم: ” و اگر آنان، تورات و انجيل و آنچه را از سوى پروردگارشان بر آنها نازل شده ( قرآن) برپا دارند، از آسمان و زمين، روزى خواهند خورد; جمعى از آنها، معتدل و ميانه‏رو هستند، ولى بيشترشان اعمال بدى انجام مى‏دهند. (66)اى پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملا (به مردم) برسان و اگر نكنى، رسالت او را انجام نداده‏اى! خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم، نگاه مى‏دارد; و خداوند، جمعيت كافران (لجوج) را هدايت نمى‏كند. (67)اى اهل كتاب! شما هيچ آيين صحيحى نداريد، مگر اينكه تورات و انجيل و آنچه را از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده است، برپا داريد. ولى آنچه بر تو از سوى پروردگارت نازل شده، (نه تنها مايه بيدارى آنها نمى‏گردد، بلكه) بر طغيان و كفر بسيارى از آنها مى‏افزايد. بنابر اين، از اين قوم كافر، (و مخالفت آنها،) غمگين مباش! (68)...و اگر اهل كتاب به تورات و انجيل و آنچه از جانب پروردگارشان به سويشان نازل شده است عمل مي كردند، قطعا از بالاي سرشان (نعمتهاي آسماني) و از زير پاهايشان (نعمتهاي زميني) برخوردار مي شدند، از ميان آنان گروهي ميانه رو هستند و بسياري از ايشان بد رفتارند .آیه 66.اي پيامبر آنچه را از جانب پروردگارت به سوي تو نازل شده ابلاغ كن و اگر نكني پيامش را نرسانده اي و خدا تو را از (گزند) مردم نگاه مي دارد. همانا خداوند گروه كافران را هدايت نمي كند. آیه 67 .بگو اي اهل كتاب تا هنگاميكه به تورات و انجيل و آنچه از جانب پروردگارتان به سوي شما نازل شده است عمل نكرده ايد بر هيچ (آئين حقي) نيستيد و قطعا آنچه از جانب پروردگارت به سوي تو نازل شده بر طغيان و سركشي بسياري از انان خواهد افزود پس بر گروه كافران اندوه مخور. آیه 68“

مشاهده مي نمائيم كه آيه 66 درباره اهل كتاب است و آيه 68 نيز بعد از آيه مورد بحث ما يعني آيه 67 است و درباهر اهل كتاب و آيه مورد بحث يعني آيه 67 بين اين دو آيه واقع شده است و با توجه به جمله ”القوم الكافرين“ كه در آخر آيه 67 و در آخر آيه 68 وجود دارد بدست مي آيد كه اين دو آيه بي ارتباط با هم نيستند و خداوند در قرآن روي حساب صحبت مي كند و يكباره آيه اي را بين دو آيه كه با هم ربط دارند نمي اورد مگر اينكه آن آيه با آن دو آيه در قبل و بعد از خود در ارتباط باشد.

پيامبر وظيفه داشته كه آيه 68 را برساند و در آيه 68 ميفرمائيد: ”  قل ياهل الكتب لستم علي شي حتي تقيموا التورته و الانجيل و ما انزل اليكم من ربكم...“

و آنچه نازل شده بوده وظيفه داشته برساند همين آيه بوده است كه در اين آيه مي فرمايد: ” بگو اي اهل كتاب شما بر هيچ آئين حقي نيستيد تا اينكه از تورات و انجيل و آنچه از جانب پروردگارتان بسوي شما فرستاده شده است پيروي كنيد...“

ممكن است بگوئيد اگر اينطور است ابتدا بايد آيه 68 بيايد و بعد آيه 67 مي گوئيم: تشويق به اينكه پيام را برسان و سپس آوردن پيام براي ايجاد آمادگي در پيامبر است و حالت ”تهيا“ دارد و شاهد مثال اينكه در آيات 67 تا 71 سئره بقره ابتدا از مشخصات گاوي كه بني اسرائيل بايد ذبخ مي نمودند صحبت مي كند و در آيه 72 از كشته شدن شخصي كه بايد گاو را به بدن او ميزدند تا زنده شود، در صورتيكه بنظر مي رسد ابتدا بايد آيه 72 بيايد و بعد آيات 67 تا 71 توضيحات وضع را بدهد ولي سليقه خداوند اينگونه بوده است و در ايات مورد بحث ما براي تاكيد ،‌ابتدا آيه 67 را فرموده است و بعد آيه 68 را و در نتيجه، معني آيه 67 با توجه به آيه 68 توامان اينگونه مي شود:

”بگو اي اهل كتاب تا هنگاميكه به تورات و انجيل و آنچه از جانب پروردگارتان به سوي شما نازل شده عمل نكنيد بر هيچ(آئين حقي) نيستيد و قطعا آنچه از جانب پروردگارت به سوي تو نازل شده بر طغيان و كفر بسياري از آنان خواهد افزود، پس بر گروه كافران اندوه مخور68 اي پيامبر آنچه از جانب پروردگارت به تو نازل شده (آيه 68) ابلاغ كن و اگر نكني پيامش را نرسانده اي و خدا تو را از گزند مردم نگه مي دارد.همانا خداوند گروه كافران را هدايت نمي كند67“

در آخر آيه 68 مشاهده مي نمائيم كه مي فرمايد: ” بر گروه كافران اندوه مخور“ و در اخر آيه ۶۷ مشاهده مي نمائيم كه ميفرمايد: ” خداوند گروه كافران را هدايت نمي كند“ و اين ميرساند كه اين 2 آيه در ارتباط با هم هستند. ببينيد چگونه آيات قرآن يكديگر را تفسير مي كنند. اصلا آنچه كه خدا به پيغمبر وحي نموده و فرموده آنرا برسان بايد در خود قرآن باشد، آنطور نبوده كه خداوند چيزي به پيامبر وحي كند و بگويد آنرا در قرآن ننويسند ولي خودت آنرا به مردم برسان و نترس و خدا تو را از گزند كفار حفظ مي كند. اگر اينگونه باشد آيا اين سوال مطرح نمي شود كه چرا خدا خودش آن پيام را در قرآن نياورده است؟

اگر آيه 67 درباره خلافت علي بود يقينا خداوند آنرا بيان مي نمود تا همه وظيفه خود را بدانند ولي نه تنها در قرآن اماماني از سوي خدا بعد از رسول اكرم (ص) براي هدايت مردم معرفي نشده اند بلكه ايمان به امامت نيز در قران وجود ندارد.

یا الله

به نقل از بیداری اسلامی

 

نوشته شده توسط اهل سنت جنوب ساعت 13:46 موضوع مطلب :‌ عمومي

ويرايش شده در شنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۶ و ساعت 16:32

لينك ثابت|نظرات( 7 )

حقوق اهل سنت جنوب محفوظ است و هرگونه كپي برداري از آن با ذكر منبع بلامانع است

All Rights Reserved 2005-2006 © eslami.myblog.ir

 

 

پاسخ به شبهه(  یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک 

 الخ)

ما هیچ وقت نمی خواهیم قدرت بی نهایت خداوند متعال را نفی کنیم بله ما هم می گوییم که خدا می توانست دقیقا به نام مبارک علی (ع) اشاره کند ولی چرا این کار را نکرد ؟ به خاطر جلوگیری از تحریف قرآن وبهانه ندادن بدست بسیاری از مردم برای ایمان نیاوردن   واینکه می گویید مگر خدا نمی توانست  با این وجود قرآن را از گزند تحریف حفظ نماید؟ در جواب باید گفت همه کارهای خداوند بر اسباب علت ومعلول استوار است  بله خدا می توانست این کار را انجام دهد وقرآن را هم از تحریف حفظ کند ولی برای اینکه این کار تحقق پیدا می کرد  باید اختیار وقدرت تحریف را از کسانی  که با علی (ع) بغض وکینه داشتند  ونمی توانستند بشنوند که خداوند به نام علی (ع) تصریح کرده  می گرف تواین کینه را به صورت جبری از دل آنان می زدود  واین اصلا چبز جالبی نیست ومثل این می ماند که خداوند بخواهد همه را به اجبار مسلمان کند گرچه می تواند ولی این کار دیگر ارزشی نخواهد داشت  وخداوند هم در آیات بسیاری به سنت علت ومعلول

اشاره کرده است جلوگیری از تحریف قرآن باید بر اساس علت ومعلول هایی باشد که مفسران قرآن به بعضی از آنها در طول زمان پی برده اند نه اینکه جبری باشد که در این صورت دیگر قرآن نمی تواند معجزه باشد  زیرا معجزه یعنی اینکه کاری که بشر از آوردن آن با داشتن تمام امکانات، عاجز باشد وجلوگیری از تحریف هم اینکه با علت های معقول از تحریف آن جلوگیری شود مثلا یکی از دلایلی که باعث شده قرآن از خطر تحریف در امان بماند همانا خلاصه گویی قرآن است یعنی قرآن سعی می کند تاآنجا که امکان دارد  به ایجاز واختصار سخن بگوید وتشریح مسائل وجزئیات را بر عهده پیامبر (ص) بگذارد  که یکی از دلایل تحریف کتابهای آسمانی پیشین این بود  که تمام مسائل اعم از کوچک وبزرگ با خصوصیاتش در آنها آمده بود والا این سوال مطرح می شود که مگر خداوند نمی توانست تورات وانجیل را از خطر تحریف مصون دارد ؟

یکی دیگر از دلایل عدم تحریف قرآن همان ذکر نکردن اغلب مکان ها ونامها ودیگر خصوصیات در قرآن است مثلا خداوند در سوره مبارکه یس از مومنی نام می برد که به رسولش ایمان آورده ولی نام وخصوصیاتش را مثل کتابهای تاریخی بیان نمی کند  یا مثلا در سوره روم می فرماید در سالیانی بعد رومی ها بر ایرانی ها پیروز خواهند شد  ودیگر تعداد سالها آورده نمی شود  البته نمی گویم  هیچوقت مثلا به آوردن جزئیات نپرداخته  مثلا مدت خواب اصحاب کهف را 309 سال ذکر کرده ولی تا حد ممکن از پرداختن به جزئیات صرف نظرشده است  یکی دیگر از دلایل عدم تحریف قرآن ذکر نکردن اسامی امامان وآوردن آیات مربوط به ایشان در بین آیات معمولی است  تا اینکه مخالفت بعضی از مغرضان با ایشان خاصه حضرت علی (ع) به صورت مخالفت با قرآن واصل دین در نیایدوزمینه تحریف آن واز بین رفتن اصل دین فراهم نشود ویا مثلا یک عده به جای نام علی (ع) ننویسند "عمر" گرچه در مورد بسیاری از احادیث که در شان اهلبیت است علمای جیره خوار دستگاههای فاسد اموی وعباسی   این کار را کردند مثلا در حدیث ( ان حسن والحسین سیدا شباب اهل الجنه ) دست بردند وآن را به اینگونه تغییر دادند ( ان ابابکر وعمر سیدا کهول اهل الجنه ) ودیگر فکر این را نکرده بودند که در بهشت هیچ انسان پیری یافت نمی شود که ابوبکر وعمر آقا ومولای آنها باشند

 واما اینکه گفته اید پیام مورد نظر خداوند آیه 68 سوره مائده است یعنی ( ای پیامبر بگو که شما بر چیزی نیستید تا اینکه به دستورات تورات ،انجیل وقرآنی که به شما از جانب خدا فرستاده شده  قیام کنید )  باید گفت به دلایلی چند این ادعای شما کاملا باطل است :

1-    مگر این اولین بار است که خداوند از این دست آیات را برای اهل کتاب دارد  تا اینگونه تاکید کند وبه پیامبر (ص) بگوید که از چیزی هراس نداشته باشد  اتفاقا در همین سوره در آیه 59آمده است که (ای پیامبر ) بگو ای اهل کتاب  آیا جز این است که ما مسلمانان به خدا وکتاب خودمان وکتاب شما ایمان آورده ایم وشما ایمان نیاورده اید واکثر شما فاسقسید.

ودر آیه 97 سوره بقره می فرماید ( ای پیامبر به اهل کتاب ) بگو هر کس با جبرئیل دشمن است با خدا دشمن است  زیرا او به فرمان خدا قرآن را بر قلب پاک تو رسانید  تا تصدیق سایر کتب آسمانی کند  وبر اهل ایمان هدایت وبشارت آرد ودر آیه 98 همین سوره در ادامه می فرماید (و) هرکس با خدا وفرشتگان ورسولان او مانند جبرئیل ومیکائیل دشمن است خدا هم دشمن کافران خواهد بود  ودر آیه 99 سوره آل عمران می فرماید  : بگو ای اهل کتاب چرا راه خدا را می بندید واهل  ایمان را به راه باطل می خوانید  در صورتیکه به زشتی عمل خود آگاهید  از قهر خدا بترسید که خدا غافل از کردار شما نخواهد بود  واگر بیشتر جستجو کنید  آیات فراوانی را می یابید در خطاب به اهل کتاب گفته شده  واز لحاظ شدت وحدت  از آیه ای که شما می گویید برترند  چرا پس در این موارد احساس ناراحتی وهراس به پیامبر(ص) را ه  نمی یافت  ود ر آیه 68 اگر دقت کنیم  می بینیم که اتفاقا آیه ای است   که نسبت به آیات گفته شده لحن ملایمتری دارد  وتورات وانجیل هم در ردیف  کتاب آسمانی مسلمانان یعنی قرآن آورده شده است بنابر این پیامبر(ص) با آن شجاعت نباید از ابلاغ این آیه هراسی داشته باشند

2-    همانطور که شیعه وسنی گفته اند سوره مائده آخرین سوره ای است که بر قلب نازنین پیامبر (ص) نازل شده وبنابر این حکومت مدینه ومکه  در دست مسلمانان بوده  واهل کتاب ذلیلانه به حکومت اسلامی  جزیه می پرداختند  وزیر دست مسلمانان بودند  وجمعیتشان هم نسبت به مسلمانان بسیار بسیار اندک بوده بنا براین فرض هراس پیامبر  با در نظر گرفتن این شرایط واینکه ایشان بارها از این دست آیات را بر اهل کتاب قرائت کرده بودند اصلا معقول نیست .

3-    در جریان مباهله همانطور که شیعه وسنی نقل کرده اند  پیامبر (ص) فقط با اهلبیت به محل مباهله رفتند  واز هیچ کسی نهراسیدند  حال در اوج قدرت مسلمین چه اتفاقی افتاده بود که پیامبر از آنها هراس به دل خود راه دهند .

4-    اگر منظور حفظ پیامبر (ص) از اهل کتاب بود خداوند نباید می فرمود  خداوند تورا از شر مردمان حفظ می کند چون همانطور که گفتیم تعداد آنها نسبت به مسلمانان بسیار کم بوده است

5-    مگر هر پیامی که پیامبر (ص) به مردم رسانده در قرآن موجود است که شما می گویید باید متن پیام در قرآن باشد .

در قرآن در آیه 7 سوره حشر آمده است که " ما اتاکم الرسول فخذوه وما نهاکم فا نتهوا " ( یعنی هرچه پیامبر به شما داد بگیرید  واز هرچه شما را باز داشت خود داری کنید ) خوب به نظر شما منظور از "هر چه  " چیست ؟ آیا تمام آن چیز هایی است که  با صراحت در قر آن آمده است ؟! ومثلا تعداد رکعات نماز تعداد روزهایی که باید روزه گرفت و... مشمول این آیه شریفه نیست ؟ وما باید بگوییم چون اینها شامل " هرچه " نمی شود ودر قرآن صراحتا نیامده است پس ما نباید  در این موارد از پیامبر (ص) اطاعت کنیم " نعوذا با الله "

پس مشخص می شود که هراس پیامبر از ناحیه کسانی بوده که علی الظاهر مسلمان بودند ولی چون پدران  وبرادران وکسان مشر کشان در جنگ ها توسط شمشیر علی (ع) به درک واصل شده بودند  از علی (ع) کینه عجیبی به دل داشتند ونمی توانستند بشنوند که علی (ع) بعد از پیامبر مولا، سرور وجانشین پیامبر(ص) بر آنها شده است

چنانکه شاعر می گوید

  من   از   بیگا نگان  هرگز   ننالم            که با من هرچه کرد آن آشنا کرد

( همچنانکه یزید پلید بعد از به شهادت رساندن ریحانه رسول خدا (ص)، امام حسین (ع)،خطاب به اسرا  گفت ما انتقام خون کسانمان را در بدر از شما گرفتیم )


موضوعات مرتبط: شبهه (يايها الرسول بلّغ ما انزل اليك من ربّك)
[ یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 ] [ 13:58 ] [ سید علی (ظهار الفضائح)(خادم الائمه) ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

اینجانب سید علی (ظهار الفضائح)(خادم الائمه) 22 ساله این وبلاگ را جهت پاسخ دادن به کلیه شبهات ومقالات وکتب اهل سنت که در آنها به عقاید شیعه حمله شده ایجاد نموده ام
همچنین تصمیم دارم تا به توجیهاتی که اهل سنت در زمینه اشکالات علمی از طرف شیعه نموده اند
پاسخ بگویم
مثلا مدتی است که اهل سنت جوابیه هایی بر کتابهای انتقادی شیعیان نوشته اند مانند بلکه گمراه شدی که مثلا ردی است بر کتاب آنگاه که هدایت شدم یا الحجج الدامغات که مثلا ردی است بر کتای المراجعات علامه شرف الدین موسوی روزهای پیشاور که مثلا ردی است بر شبهای پیشاور که یکی از اهداف مهم این وبلاگ انشاء الله پاسخ به این جوابیه هاست که اکثرامضحک بوده ومغرضانه نوشته شده اند
همچنین اینجانب آمادگی دارد در موضوعات مربوط به شیعه وسنی با اطلاع قبلی مناظره آنلاین داشته باشد

توجه: جهت ترویج فرهنگ شیعی ودفاع از حقانیت اهل بیت علیهم السلام استفاده از مطالب این وبلاگ حتی بدون ذکر نام وبلاگ ونویسنده نیز مجاز می باشد
در ضمن دوستان سوالات خود را می توانند در بخش نظرات مطرح کنند یا به ایمیل اینجانب ارسال فرمایند
موضوعات وب
امکانات وب
Begin WebGozar.com Newsletter code -->





Powered by WebGozar