|
جواب به ادامه شبهات 1و2(قسمت آخر که گفته شده ابوبکر در روز دوشنبه به فرمان پیامبر امام جماعت مسلمین شدواثبات دروغ بودن این مطلب ) با توجه به دلایل بسیار زیادی مشخص می شود این روایت هم یکی دیگر از روایات جعلی است که برای با لا بردن مقام ابوبکر توسط جیره بگیران حکومت اموی ساخته وپرداخته شده است . ابتدا به دو روایت بخاری که در این مورد در صحیحش آمده توجه کنید: 1-زهری می گوید پیامبر (ص) به عبدالله بن زمعه فرمود مردم را امر کن نماز گذارند عبدالله خارج شد وبه عمر بر خورد کرد (دروغ از همبن جا شروع می شود ) به اوگفت با مردم نماز بگذار عمر با مردم نماز گذاشت وصدا را بلند نمود رسول خدا صدایش را شنید وفرمودآیا این صدای عمر نیست ؟ مردم گفتند آری یا رسول خدا فرمود خدا ومومنان این را نمی پسندند (معلوم نیست چرا بعد از ابوبکر پذیرفتند!!!!!) بگویید ابوبکر با مردم نماز بخواند بعد از رسیدن خبر به عمر ، عمر به عبدالله بن زمعه گفت چه کار بدی کردی من فکر کردم رسول خدا خود دستور داده بود که من نماز را بخوانم وی در پاسخ گفت :نه به خدا سوگند پیامبر نگفت کس معینی را به نماز امر نما 2- باز در صحیح بخاری از انس بن مالک نقل شده که چون روز دوشنبه شد رسول خدا پرده را کنار زد ودید که ابوبکر با مردم نماز می خواند به چهره مبارک حضرت نگاه کردم دیدم مانند ورق قر آن است ولبخند می زند می گوید با دیدن رسول خدا آنقدر خوشحال شدیم که نزدیک بود از شادی در نماز خود اشتباه کنیم ناگهان ابوبکر به عقب برگشت پس رسول خدا اشاره کرد که در جای خود بمان پس پرده را رها کرد ودر آن روز بود که از دنیا رفت . "به نقل از کتاب سیری در صحیحین" حال با توجه به چند نکته دروغ بودن این روایات مشخص می شود :
1-در روایت اول گفته شده که پیامبر فرمود مردم را امر کن نماز گذارند حال معلوم نیست عبد الله بن زمعه از کجای این فرمایش متوجه شده که باید کسی با مردم نماز گذارد وخود پیامبر امام جماعت نیست ومگر قبل ازآنروز هم مگر این کار وقتی خود حضور داشته سابقه داشته که پیامبر پیشنمازی را به کس دیگر محول کند با توجه به اینکه در روایت دوم هم آمده که حال پیغمبر مساعد بوده 2- باز در روایت اول آمده است که پیامبر (ص) پرسیدند آیا این عمر نیست ومردم پاسخ دادند بلی یا رسول خدا باید گفت مگر مردم با عمر در حال نماز خواندن نبودند پس این مردم از کجا پیدا شدند که پیامبر از آنان سوال کند ؟ 3-همانطور که در کتاب "313 سوال فقهی ، تاریخی ، تفسیری " آمده است مردمی که با ابوبکر نماز می گذاردند چطور فهمیدند پیامبر پرده را کنار زده وایشان را دیدند که لبخند می زنند وصورتشان مثل ورق قر آن شده چون که در روایت آمده که وقتی ابوبکر به عقب بر گشت توانست پیامبر را ببیند پس معلوم می شود که در مسجد جلو باز می شده که مردم پشت به آن دا شته اند اما قسمت حیرت آور این روایت در اینجا است که این مردم از کجا فهمیدند که پیامبر (ص) پشت سر آنان به آنها نگاه می کنند تا بر گردند وآنگاه لبخند زدن ایشان را ببینند در ثانی ابوبکر از کجا متوجه شده که برگشته آیا به او وحی شده ( امان از تعصب بیجا ) از همه اینها گذشته آیا پس از اینکه مردم بر گشتند ودر آن تاریکی صبح صورت پیامبر را دیدند ودیدند که ایشان لبخند می زنند وصورتشان هم مثل ورق قر آن شده است وابو بکر هم بر گشت وبه ایشان نگاه کرد باز هم نمازشان با طل نشد وپیامبر (ص) فرمود با اشاره که به نماز خواندن ادامه بده شما که می گویید حضرت علی (ع) که آن انگشتری را با جنباندن انگشتش به فقیر داده باید نمازش با طل می شد با توجه به اینکه فقیر خود انگشتری را را از انگشت مبارک حضرت علی (ع) در آورده وایشان فقط انگشتی را که انگشتری در آن بوده برای اشاره تکان داده است ( امان از تعصب که انسان را کور وکر می کند) ودر بعضی دیگر از روایات اهل سنت آمده که در آن روز پیامبر امام جماعت بود ابوبکر به پیامبر اقتدا می کرد ومردم به ابوبکر ( آیا مردمی که در صف دوم نماز جماعت هستند منتظر می مانند تا صف اول به امام اقتدا کنند وبعد اینان به صف اول اصلا چنین چیزی ممکن است؟ ) وبعضی از راویان دیگر آبرو را خورده وحیا را قی کرده اند ونوشته اند در آن روز پیامبر به ابوبکر ومردم به پیامبر اقتدا می کردند ما نمیدانیم وقتی که پیامبر خود قادر به نماز خواندن بوده این کارها برای چه بوده است ؟( البته در قسمت پاسخ به شبهه "آیا اصحاب از لشگر اسامه تخلف کردند ؟ "خواهیم گفت که جناب ابوبکر وجناب عمر می بایست به دستور صریح پیامبر با اسامه به جنگ بروند نه اینکه پیشنماز شدن را به یکدیگر تعارف کنند ) پس باید به روایاتی اعتماد کنیم که می گویند پیامبر(ص) در روز دوشنبه خود امام جماعت بودند .
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 16:28  توسط سید علی (ظهار الفضائح)
|
|
/html> Begin WebGozar.com Counter code -->
|